تبليغاتX
سفر به ايتاكا -

سفر به ايتاكا

مرده بدم، زنده شدم؛ گريه بدم، خنده شدم

 دولت عشق امد و من دولت پاينده شدم

 گفت که ديوانه نه ای، لايق اين خانه نه ای

 رفتم و ديوانه شدم، سلسله بَندَنده شدم

 گفت که سرمست نه ای، رو که از اين دست نه ای

 رفتم و سرمست شدم وز طرب اکنده شدم

 گفت که تو شمع شدی، قبله ی اين جمع شدی

 جمع نیَم، شمع نيم، دود پراکنده شدم

 گفت که با بال و پری، من پر و بالت ندهم

 در هوس بال و پرش بی پر و پرکنده شدم

                                                  مولانا

+ اوليس كي بار سفر رو بسته؟ سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 19:27    |